سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۹


اینقدر با خونسردی و اعتماد به نفس تو چشمای آدم زل می زنه و بی تفاوت رد میشه که آدم به خودش، به عقلش، به وجودش شک میکنه. یعنی یه روزی یه چیزی واقعا بین ما بوده؟!؟
.
پی نوشت: چرا در این مواقع هربار برمي گردم، دوباره نگاه می کنم، هزار بار فکر می کنم و ماتم می برد؟
در این صحنه الاغ از من باهوش تر است آیا؟!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر