سه‌شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۹

(69)

خبر دارم خبر از من نداری...

دوشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۹

(68)

راه بهتر و مطمئن تر اینه که سیب رو از رژیم غذایی تون حذف کنید.
- - -
پی نوشت: من همین کار رو کردم، خلاص!

(67)

یه سیب رو میذاری جلویت هی صدایش می کنی : گلابی ، گلابی من ، گلابی خوب من!
آیا گلابی میشه؟؟!
- - -
پی نوشت: من واقعا امیدوار بودم بشه.

جمعه، مهر ۰۲، ۱۳۸۹

(66)

بعضی وقتها یه چیزای غریبی اتفاق میفته که آدم زور میزنه توی یه قالب تعریف شده بگنجاندش. از اون به بعدش باید کلی بیشتر تلاش کنه که از قالب نزنند بیرون هی!

چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

(65)

این رابطه هایی که اولش به هم قول عشق و وفاداری میدن آخرش به F میکشونه دو طرف رو. وای به حال رابطه ای که از اول بر اساس قانون استفاده ی ابزاری بنا بشه!

(64)

و اینک این منم : کــــرگـدن. . .
- - -
پی نوشت: هویت جدیدی از خودم ارائه دادم. نرو!

(63)

جس شدم همونجایی که به لنی هر قولی میده تا از عشق فرار نکنه، تا جلوی رفتنش رو بگیره.
- - -
پی نوشت 1: این خداحافظ گری کوپر جلد دوم نداره؟ آخه چرا اینجا داستان رو تموم کرده؟ من نمی دونم جس بعدش چی کار میکنه؟
پی نوشت 2: شمایی که من رو معتاد رومن گاری کردی، بله با شما هستم، جواب بده!

(62)

نشکنید. مزرهای بین روابط مجازی و حقیقی رو نشکنید.
- - -
پی نوشت: پشیمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم

سه‌شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۹

(61)

آدم که توی زندگیش همیشه نمیتونه زندگی کنه. بعضی وقتها باید کوتاه بیاد.
- - -
پی نوشت: چقدر به دادم میرسه رومن گاری این روزها.

(60)

خوشحالم که هستی، که بالاخره هستی.
اما چی کار کنم که خوشحالیمو به طرز غم انگیزی نشون میدم؟!
بلد نیستم خب.

(59)

«آرزو دارم کسی به من گفته بود که تنها به این خاطر که دخترم، مجبور نیستم ازدواج کنم»
مارلو توماس
- - -
پی نوشت: من بدجوری دارم اذیت می شم.

دوشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۹

(58)

دردی هست که می توان آن را به جان خرید و دردی که نمی توان آن را به جان نخرید.

(57)

بعضی وقتها یه کسی هست که آدم هرچی زور میزنه نمیتونه نخواد که مال اون باشه.

(56)

Have you ever had a real love in your life who was your best friend?

شنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۹

(55)

لینک هایی که این گوشه با عنوان MY FRIENDS اومدند یعنی اینکه اگه من به هر دلیلی وقت نکردم آپدیت کنم اینها مطالب جالبی برای خواندن دارند. لذت ببرید!

پنجشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۹

(54)

"Why do we read? We read to know we are not alone."
C S Lewis

(53)

وقتی این همه سال زور می زنی به روی خودت و بقیه نیاری، وقتی مثه یه مانترا روزی صد هزار بار با خودت تکرار می کنی "Just Friend"، وقتی توی تک تک لحظه هایی که می خوایش و میتونه باشه سعی می کنی جنبه داشته باشی و لال میشی خب آخرش یه روز گندش درمیاد و همه چی به طرز احمقانه ای غیر قابل توجیه جلوه میکنه.

(52)

سابق بر این وقتی یه آقای نسبتا محترمی در خیابان از کنارم رد می شد و می گفت " ببخشید عطرتون چیه؟" ، با اعتماد به نفس مدیرعامل یک کمپانی چند ملیتی بهش لبخند می زدم و اسم عطرم رو می گفتم.
اما الان همون آقای محترم با خشونت سرخپوستی که میخواد سفیدهای متجاوز رو از سرزمینش بیرون کنه روبه رو میشه که میگه " مرتیکه مگه خودت خواهر مادر نداری؟"
- - -
پی نوشت: ?What’s wrong with me

(51)

معمولا اینطوریه که یه آهنگهایی فقط من رو یاد یه نفر میندازن. یعنی موقع گوش کردن بهشون تصویر اون آدمه از جلوی چشمام کنار نمیره. فقط میتونم روی اون تمرکز کنم.
پی نوشت: این روزها همه اش "کافه نادری" رضا یزدانی رو گوش میدم.

(50)

این کِرم بالا رفتن از پله برقی پایین رونده حالا حالاها در من خوابیدنی نیست.

سه‌شنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۹

(49)

اگر تو زخم زنی، به که دیگری مرهم

(48)

به قول عمو شلبی " و آدمی هرکه را دوست می دارد بیشتر می آزارد..."

شنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۹

(47)

نگو خودتو بذار جای من!
نمی تونم. من فقط میتونم خودم رو جای خودم بذارم.

چهارشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۸۹

(46)

من فعلا هی به این فکر می کنم که بذارم کسی وارد حباب شیشه ایم بشه یا نه.

سه‌شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۹

(45)

مرا به راه بیاور مثل همه ی آنها که سربه راه شدند...